قلم در دستان میرزا یادآور شمشیر در دست سامورایی یک دست است که قدم به میدان رزم می گذارد، ابتدا آرام صفحه را می نگرد و موقعیت سنجی می کند و سپس قلم به دست، قدم در صفحه می گذارد و رزم به تصویر می کشد کم کم سرگرم جدال (سیاهی و سپیدی) می شود و در رسیدن به مرکز صفحه سر از پا نمی شناسد و در حال شمشیر زنی از چپ به راست (معکوس ها) و از راست به چپ (قوس ها) حماسه می سازد و عشق می آفریند و هنر زنده می کند و مخاطب می میراند و باز زنده می سازد. او تنها زمانی به خود می آید که رقیبان همه کشته شمشیر او گشته و رزم به انتهای صفحه رسیده است و اثر انتظار رقم او را می کشد تا اعتراف مکتوب مرقوم شود و اثر از رقم نیافتد. لاجرم در گوشه ای از اثر اسمی رقم می خورد و یا علی مددی... تا میرزا فرصت یافته و شمشیر غلاف کند.

( بخشی از متن مقاله ی زیبای جناب آقای زدوار درباره سیاه مشق)


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ساعت 16:9  توسط  محبی  | 

آثار خوشنویسان بزرگ تاریخ به دلیل توسعه و ترویج زیبایی شناختی و تکامل هندسه اقلام مختلف با کارنامه ای درخشان و ستودنی همراه بوده که ردّ پای رنج و ریاضت این جان های شیفته به کشف و شهود پر رمز و راز در زبده گزینی مفاهیم و مضامین بکر شعر و ادب پارسی در آن مشهود است.سطر نویسی ها و سیاه مشق های میرزا غلامرضا نمونه ی بارزی از این زبده گزینی ها و مفاهیم بکر شعر و ادب پارسی است.

به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ساعت 11:15  توسط  محبی  |